دسته: داستان کوتاه

هر یکی کردیم کار خویش را نوبت تو شد، بجنبان ریش را شاه‌عباس خنده‌اش گرفت و گفت: «آزادشان کنید.» از آن به بعد، هر وقت در یک کار گروهی، یکی از افراد کار خودش را به خوبی انجام ندهد، به او می‌گویند:«ما کار خودمان را کرده‌ایم؛ نوبت تو شد، بجنبان ریش را.» به نقل از کتاب: مثل‌ها و قصه‌هایشان، قصه‌های فروردین | مصطفی رحماندوست ۰

نوبت تو شد، بجنبان ریش را

روزی بود، روزگاری بود. در ایران ما هم روزگاری بود که شاه‌عباس صفوی پادشاهی می‌کرد. می‌گویند شاه‌عباس گاه‌وبی‌گاه

?زهر و عسل ?مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت:این کوزه پر از زهر است! مواظب باش آن را دست نزنی! ?شاگرد که می دانست استادش دروغ می گوید حرفی نزد و ... ?استادش رفت.شاگردهم پیراهن یک مشتری را بر داشت و به دکان نانوایی رفت و آن را به مرد نانوا داد و دو نان داغ و تازه گرفت و بعد به دکان برگشت و تمام عسل را با نان خورد و کف دکان دراز کشید. ?خیاط ساعتی نگذشته بود که بازگشت و با حیرت از شاگردش پرسید:چرا خوابیده ای؟ ?شاگرد ناله کنان پاسخ داد: تو که رفتی من سرگرم کار بودم، دزدی آمد و یکی از پیراهن ها را دزدید و رفت. وقتی من متوجه شدم، از ترس تو، زهر توی کوزه را خوردم و دراز کشیدم تا بمیرم و از کتک خوردن و تنبیه آسوده شوم! ۰

زهر و عسل

مرد خیاطی کوزه ای عسل در دکانش داشت.یک روز می خواست دنبال کاری برود. به شاگردش گفت:این کوزه پر از زهر است!مواظب باش آن را دست نزنی!

ديگران را قضاوت نكنيم... ۰

امروز سوار یه تاکسى شدم

صد متر جلو تر یه خانمى کنار خیابون ایستاده بود
راننده ى تاکسى بوق زد و خانم رو سوار کرد
چند ثانیه گذشت
راننده تاکسى : چقدر رنگِ رژتون قشنگه

«داستان نخجیران» داستان نخجیران یا حکایت شیر و خرگوش را مولانا از کتاب کلیله وام گرفته اما با نَفَس مسیحایی خود آن را جان تازه بخشیده است. در این داستان در یک طرفِ بحث شیر است که از تفویض و اختیار دفاع می کند و در طرف مقابل همۀ حیوانات جنگل اند که در موضع دفاع از جبر و قدرند. بحث پیش می رود و طرفین با استناد به آیات و احادیث و آوردن تمثیلها موضع خود را تقویت می کنند ولی در پایان شیر سخنی می گوید دربارۀ لزوم جهد که جبریان به ناچار تسلیم می شوند و آن این است که: شما اکنون مدتی است جهد و کوشش می کنید تا حقانیت جبر را به کرسی بنشانید و جهد و کوشش و اختیار را مردود قلمداد کنید در حالی که همین جهد شما در انکار اختیار خود نشان تأثیر جهد و کوشش است و شما بدان اعتقاد دارید. جهد حق است و دوا حق است و درد منکر اندر نفی جهدش جهد کرد برگرفته از کتاب « در صحبت مولانا» به قلم حسین الهی قمشه ای خط اثر میر عماد حسنی ۰

داستان نخجیران

داستان نخجیران یا حکایت شیر و خرگوش را مولانا از کتاب کلیله وام گرفته اما با نَفَس مسیحایی خود آن را جان تازه بخشیده است.